تبليغاتX
پسر آقتابی و سرشار از امید
 عشق مرده

سلام

حالتون خوبه ؟

منم ای خوبم

چه خبر ؟

خوشین ؟

من ؟

منم خوشم  ، البته فکر می کنم

اگه ۱ماه نبودم نمی تونستم بیام

چون مشکل داشتم

چون ......

بیخیال

مهم الانه که نشستم پشت این سیستم و دارم چرت و پرت می نویسم

الان از حرم میام

جای همه تون خالی بود

صحن آزادی که پاتق منه شولوغ بود در حد تیم ملی

واسه همتونم دعا کردم خیالتون راحت

سپیده ، شانی ، شیوا ، بهانه ،ندا ، عسلی  ، داداش نعیم و........... خیلی های

دیگه

خلاصه امشب اومدم یه آپی بزنیم هر چی شد شد

چند وقته تریپه لاوی بر می دارم خفن

آخه همه ی این مدت متن لاو می خوندم

گرچه خودمم می دونم عشق فقط عشق به خدا و بس

و این آفلاین آبجی ندا که خیلی خوشمان آمد

خدا تنها معشوقي است كه عاشقاني دارد كه هيچ يك از بودن ديگري ناراضي نيست و

 هيچگاه يكي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد

بریم سراغ آپ

چه قدر فک زدم

 

روزی شیوانا ، پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه  ای

 غمگین نشسته است

شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد . شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفایی یار

صحبت کرد  و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب رد داده و پیشنهاد ازدواج دیگری

 را پذیرفته است

شاگرد گفت که سال های متمادی عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده و با رفتن به خانه ی

مرد دیگر او احساس می کند باید برای همیشه با عشقش خداحافظی کند

شیوانا با تبسم گفت : اما عشق تو به دخترک چه ربطی به او دارد ؟

شاگرد با حیرت گفت : ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود !!!

شیوانا با لبخند گفت : چه کسی چنین گفته است ؟!!

تو اهل دل و عشق ورزیدنی و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده

این ربطی به دخترک ندارد . هر کس دیگری هم جای دختر بود تو این آتش عشق را به

سمت او می فرستادی.

بگذار دخترک برود !

این آتش عشق را به سوی دختر دیگری بفرست

مهم اینه که شعله ی این عشق را در دلت خاموش نکنی .

معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد

دخترک با رفتنش پیغام داد که لیاقت این عشق ارزشمند را ندارد .

چه بهتر ! بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان فرصت جلوه گری و

 ظهور پیدا کند.

به همین سادگی

نوشته شده توسط پسر آفتابی در جمعه نوزدهم بهمن 1386 | موضوع: